כל עוד בלבב פנימה נפש יהודי הומיה, ולפאתי מזרח קדימה עין לציון צופיה - עוד לא אבדה תקותנו, התקוה בת שנות אלפים, להיות עם חופשי בארצנו ארץ ציון וירושלי. ماجراهای واقعی از یک دورگه عجیب


   متن پیام مقام محترم ریاست جمهور در هنگام پرتاب ماهواره امید   

بسم الله الرحمن الرحیم

اللهم عجل لولیک الفرج والعافیه و النصر وجعلنا من خیر انصاره و اعوانه و المستشهدین بین یدیه
با استعانت از خدای یگانه و خالق زمین و اسمانها حضرت حق و با توسل به انبیا و اولیای الهی به ویژه اخرین ستاره تابناک اسمان امامت و ولایت حضرت مهدی و با سلام و درود به بی پایان به روح بلند امام راحل عظیم الشان و شهدای گرانقدر انقلاب و در ایام خجسته دهه مبارک فجرو سی امین سالگرد پیروزی عظیم ملت ایران و بشریت در انقلاب اسلامی اجازه پرتاب ماهواره ملی امید به وسیله ماهواره بر سفیر 2 را صادر مینمایم و به مناسبت شعارهای ملت ایران در دهه فجر 57 شعار الله اکبر را سراغاز این حرکت نوین قرار میدهیم
الله اکبر الله اکبر الله اکبر
انشالله بر ملت ایران و برهمه ملتهای جهان مبارک باشد

تنها چیزی که دنیا انتهایی ندارد حماقت بشری است.

ماهواره فرستاده میشود و این پیامی است که بهمراه ان توسط رئیس جمهور محبوب برای ساکنین کرات ناشناخته فرستاده شده است.

تنها شانسی که اوردیم این بود که نیم ساعت قبل از پرتاب روضه دو طفلان مسلم برپا نشد.

بهرصورت کلمات رئیس جمهور مهر ورز علاوه بر ایران اسلامی فضای کرات اسمانی و کهکشان شیخ فضل الله نوری را نیز معطر نمودند.

تا بعد

میگم تا بعد هنوز هستم

لینک
جمعه ٢ اسفند ،۱۳۸٧ - Eric R.Cohen

   پدیده ایی به نام یوزارسیف   

قربان خدا بروم با این بهره هوشی (( کشف جدید من : معادل فارسی ای کیو میشود بهره هوشی )) که به من داده است. در هنگام چک اوت کردن فهمیدم هتلی که در ان اقامت دارم هتل بین المللی پارس است نه پارسیان ... به همه آدرس دادم هتل بین المللی پارسیان ...کاشف به عمل امد پارس است نه پارسیان ....

حالا کالبد شکافی یک پدیده فرهنگی ، هنری ، مذهبی ...

توالت هتل بین المللی پارس ...روبروی توالت فرهنگی... بعد از ساعتها فک زدن و عرق ریختن ..اموزش اجرای اچ اس اس برای کسب ارامش بروی صفحه مدور توالت فرهنگی مینشینم ... ناگهان به قائده سه متر میپرم هوا... روبروی من تصویری یوزارسیف بروی دیوار نصب شده .... شرم حضور دارم نمیتوانم در اسودگی خاطر سنت حسنه دستشویی را انجام دهم ... در حالی که لباس زیر نیمه پایین است به سمت تلفن حمله ور میشوم ..شماره رسیپشن ... الو ...رسیپشن بفرمایید... اقا ببخشید من نمیتونم توی توالت کارم رو انجام بدم. این اقای یوزارسیف زل زده به بند و بساط بنده ... جسارت قربان ..گلاب به روتون ...گلاب یه روتون ..گلاب به روتون ...گلاب به روتون .... گلاب یه روتون ..گلاب به روتون ...گلاب به روتون...بی ادبانه به میان فرمایشات بزرگوار شیرجه میزنم ...آقا ببخشید شما همه گلاب توی کاشان رو ریختید روی من ...الان بوی گلاب شیراز رو برداشت میشه بفرمایید چی میخواهید بگید... بله قربان عرض میکردم این پوسترمصارف دوگانه داره ... ترس تمام وجودم رو برمیداره ...اقا نیان منو بگیرن ..این مصارف دوگانه که میدونید خطرناکه ... الان بیان یه انگ هسته ایی به من بزنن ..منهم که پرونده تا دلت بخواد .. از پشت گوشی متوجه شدم اقا لبشون رو گزیدند: نه قربان جسارت نمیکنم منظور از مصارف دوگانه یعنی اگر شما جسارتن ..یه بار دیگه ببخشید گلاب به روتون اسهال داشته باشید با دیدن تصویر این هنرمند دچار یبوست میشید و اگر یبوست داشته باشید شکمتون کارمیکنه ... خیالم جمع شد. ضمن تشکر از ایشون به خاطر شفاف سازی دوباره به دستشویی برمیگردم ...

رستوران : دوباره بروی دیوار تصویر یوزارسیف ..زن فرعون ..زلیخا (( کتایون ریاحی سابق )) آمون هوتب و چند نفر دیگر رو باهم میبینم ... گارسون رو صدا میزنم ...ببخشید میشه بفرمایید این مصریان باستان اینجا چیکار میکنند ... گارسون تا کمر خم میشه و توضیح میده : قربان مایلم به اطلاع برسانم این تصویر استفاده دوگانه داره قربان ... روی کله ام اشیایی شبیه به شاخ در حال سبز شدن است .. چطور ؟ ببینید قربان اگر شما دچار چاقی باشید که الحمدالله شما خیلی خوش تیپ و کار درست هستید با دیدن این تصاویر از اشتها میافتید دیگه غذا نمیخورید و در نتیجه لاغر میشید ... به جیبتون هم فشار نمیاد ... ولی اگر شما لاغر باشید و بخواهید کمی البته نه زیاد .. کمی بدنتون گوشت بیاره میتونید با خیره شدن و زل زدن به  این تصویر اشتهای محترم خودتون رو باز فرموده و کلی غذا نوش جان کنید ... اهان ..بلند میشم و دست گارسون رو به گرمی میفشارم کلی هم ذوق مینمایم که به علوم خفیه من اضافه شده است ...

چیزه کریم خان ...(( توضیح : ما اخرش سر درنیاوردیم این ساختمان بزرگه انتهای خیابان کریم خان زند چی بود ..ارگ بود ..کاخ بود ... منزل شخصی بود .. )) یه گروه توریست فرانسوی با یک لیدر شیرازی دارند از ساختمان دیدار میکنند (( باور کنید این رو جدی میگم ..اگر همه لیدر های تور ایرانی مثل این لیدر شیرازی انگلیسی حرف میزنند باید بگم توریستها وقتی از اینجا برگردند فکر میکنند رفته بودند مصر یا کامبوج ...یعنی این یارو خدا بود... باید بودید انگلیسی حرف زدن این بابا رو میدید..خدا بود... یعنی بعد از هر ترجمه فرانسوی ها باهم شور و مشورت میکردند تا بفهمند این بابا چی میگفت )) لیدر روبه گروه توریست : در کنار مجسمه کریم خان و لطف علی خان و حاج ابراهیم کلانتر شما تصویر یوزارسیف را میبینید او زیباترین بازیگر تاریخ سینمای دنیا است .. شما نمیتوانید تصور کنید او چقدر زیبا و ملوس و سکسی و کار درست است (( یکی از توریستها : ببخشید کاردرست یعنی چی ؟ لیدر با لهجه فصیح یورکشایری : it meansoo very beautifuloo ..very sexyoo .. very Dashesh garm inaoo )) در اولین روز پخش سریال یوزارسیف و شرکا دوهزار و دویست هشتاد مورد خودکشی در بین دختران و زنان ایرانی از 14 سال تا 87سالگی گزارش شده است و اگر پخش این سریال ادامه پیدا کند گونه زنان ایرانی منقرض خواهد شد ...در این لحظه چهار توریست زن فرانسوی دچار رعشه شده سکته کرده جان به جان افرین تقدیم مینمایند و پزشکان بیمارستان نمازی شیراز دلیل مرگ را سکته ناشی از عشق ناگهانی تشخیص میدهند...

مجمتع تجاری ستاره فارس در خیابان عفیف اباد ... از زمین زمان تصاویر این سوپر استار سوپر کاردرست مازندرانی که زیباتر از خود یوزارسیف است شما را بمباران میکند .. در اینجا معبدی ساخته اند فک فرسا و عظیم که زنان دختران شیرازی هدایای خود را تقدیم زیباترین پدیده خلقت مینمایند.. وقتی به رستوران این مجتمع تجاری رفتم متوجه شدم به پاس سلامتی بازیگر نقش یوزارسیف که به تازگی از بستر یک سرما خوردگی جزمی برخاسته اند و منت بر سر خورشید نهاده اند مراسم عرفانی دعا وغذای صلواتی برگزار کرده اند و منهم در بخش غذاهای ملل شرق اسیای این رستوران سفارش برنج چینی

 کباب ژاپنی دادم و بسیار با ملل شرق اسیا همدردی نمودم که چنین مزخرفاتی را روانه

 خندق بلا مینمایند... (( جدی میگم اگه رفتید شیراز برید این مرکز خرید ستاره فارس

 توی عفیف اباد یک شهر عجایب و رستوران داره در اخرین طبقه ... سفارش کباب

 ژاپنی  و البته برنج چینی بدید تا بفهمید غذای مزخرف به چی میگن ))

البته روایت شده است که همراه ماهواره امید و البته پیام دکتر محبوب برای تمامی

ساکنین کرات خارج از بزرگراه شیخ فضل الله نوری (( اسم کهکشان راه شیری عوض

شده )) که حاوی بخشی از سوره مبارکه بقره بود تصویری از این بازیگر شهیر و زیبا تر از

یوزارسیف اصلی به فضا ارسال شده است که موجبات ناراحتی ساکنین کرات دیگر را

فراهم کرده است زیرا از زمان دیدن تصویر این زیباترین مخلوق خالق جهان گونه های

ماده انواع مخلوقات فضایی پشتشون رو کردند به گونه های نر و اعلام کردند یک کلام

مهرمون حلال جوونم ازاد ...ما متعلق به یوزارسیف ایرانی ها هستیم ..

کسی دقیقا نمیتواند دلیل پدیده شدن هرچیزی که از تلویزیون ایران پخش میشود ،

چیست ؟ براستی چگونه است که نابازیگری که اصول اولیه بازی در تناترهای دبستانی

را نیز بلد نیست چگونه در کشور مانند ایران ناگهان تبدیل به پدیده ایی میشود که از

روی جلد مجلات تخصصی مربوط به اسب گرفته تا هفته نامه های زرد همگی دهها

صفحه مطلب به این تازه از راه رسیده اختصاص دهند... انواع و اقسام پوسترها بهمراه

امضای این بزرگوار برای فروش به مردم عرضه میشود ... دلیل این پدیده برای من حداقل

ناشناخته است او نه بازیگر توانایی است نه دارای ویژگی های زیبایی شناختی مانند

سایر بازیگران ... حداقل نسبت به کسانی که ما تصاویرشان را بر سردرد سینماها

میبینیم ... دیدن این پوستر ها به یک ناظر خارجی القا میکند که کشورمان در مسیری

مستقیم بدون هیچ مشکلی به پیش میرود فقط کمبود قهرمان داشتیم که به مدد

سریال آبکی یوسف این مشکل نیز مرتفع شده است و میتوانیم مانند کوروش آسوده

بخوابیم.... بیچاره مردمی که قهرمان نداشته باشند و ندانند که از اینده چه میخواهند که

نتیجه اش میشود فروش پوسترهای یوزارسیف و داردسته اش ... کشوری که دردومین

شهر بزرگش مترو احداث میشود و بعد از اتمام کار واگنها را برای افتتاح میاورند و میبینند

فاصله محور واگنها و ریل نصب شده در طول خط اختلاف دارند و در نتیجه پروژه به خواب

ابدی میرود و کسی برای میلیاردها تومان هزینه به هدر رفته بازخواست نمیشود ....

کشوری که رئیس مجلسش رسما از هاپولی شدن یک میلیارد دلار از درامدهای نفتی

صحبت میکند... کشوری که در چنگال خرافه ها اسیر شده است و نخستین هواپیمای

مونتاژ شده اش با سلام و صلوات پرواز میکند و سقوط میکند و 5 سرنشینش به دیار

باقی سفر میکنند و در انتها هم وزیر راهش با افتخار اعلام میکند که در چند سال اخیر

سقوط هواپیما نداشتیم فقط چند مورد پنجری چرخ هواپیما داشتیم و شما هم بعنوان

ملت همیشه در صحنه باید قبول کنید که در نظام مقدس جمهوری اسلامی کسی دروغ

نمیگوید ... باید هم قهرمانی مانند یک تازه از راه رسیده مانند یوزارسیف داشته

باشد ...

راستی واقعا به بانوان تهرانی ظلم فراوانی میشود ..چرا ؟ اگر نوع پوشش نسوان شیرازی قدم زن در ملا صدرا و عفیف اباد توسط دختران مظلوم تهرانی مورد استفاده قرارگیرد مطمئنن رستاخیزی به پا خواهد شد و کلیه وجوه اسلام زیر سئوال میرود .. بیچاره نسوان تهرانی که به دلیلی زیر سئوال هستند و .... بگذریم

تا بعد

میگم تا بعد هستم ...  

لینک
سه‌شنبه ٢٩ بهمن ،۱۳۸٧ - Eric R.Cohen

   شیرازووو 2   

تاکتیک استفاده از جیغ و داد داره جواب میده و تونستیم پولمون رو زنده کنیم ... راستی در شیراز دو شغل بشدت رواج داره ...فروش محصولات مربوط به ایران سل .از دردیوار ایرانسل فروشی میباره و شما را بمباران مینماید .. و دیگر .. همبر سرا ... بله اولش بنده حقیر متعجب به این واژه که در سر در بسیاری از مغازه های اغذیه فروشی و فست فود دیده میشد خیره شدم بعد از راننده پرسیدم ...گفت این یعنی همبرگر فروشی !!

اصولا این لهجه بسیار بی حال صحبت کردن شیرازی بسیار در نظرمان مطبوع امد .. راننده من یک اقای ۶٠ساله شیرازی بود که در وسط صحبتش ناگهان از واژه براخا استفاده کرد در حالی که سعی میکردم عادی برخورد کنم سئوال کردم این واژه رو از کجا شنیدی ...گفت سالها شاگرد یک عکاس یهودی بوده ...بعد با هاش به محله قدیمی یهودیها در شیراز رفتیم که در حوالی شاهچراغ بود و البته کنیسای قدیمی شیراز در خیابان طالقانی اگر درست یادم مونده باشه ... خاطرات خوبی از یهودیهای شیراز داشت ... بهرحال در حال مبارزه با مافیای لرهای بختیاری هستیم که در شرکت نفت مانند اختاپوس رشد کردند و ریشه دوانده اند .. هوای گرم و افتابی است انگار نه انگار که زمستان است خیر سرش ... ای پاد داشتن نعمتی است و شادی افرین بخصوص وقتی در خیابان عفیف اباد راه میروی ...راستی چرا اینها گشت ارشاد ندارند تا خانمهای شیرازیوووو را که از نظر لباس و حجاب اسلامی ظاهر مناسبی ندارند یعنی اصلا وضعیت مناسبی ندارند را کمی ارشاد کند ... اصلا دارند مستقیم میروند جهنم ...

راستی امروز یکی از عجیب ترین علاقمندان فوتبال را در شیراز ملاقات کردم ...شاهکار این مرد برنامه نویسی و خلق برنامه ایی کامپیوتری بود که تحسین من را که هرکسی را تحسین نمیکنم برانگیخت ..این شیرازی عزیز برنامه ایی طراحی کرده است که در ان شما میتوانید تاریخ تیم فوتبال استقلال را مطالعه کنید میتوانید از اولین بازی تا اخرین بازی ..وضعیت تیم استقلال در لیگهای مختلف در طول تاریخ ... اینکه در هربازی چه کسی در ترکیب تیم استقلال بازی کرده ... در مقابل چه تیمهایی بازی کرده اند ...خلاصه عجیب ترین کاری بود که یک طرفدار میتوانست برای تیمش انجام دهد ... شاهکاری بود ...

فعلا شیرازوو هستیم ...

تا بعد

میگم تا بعد هستم ...

لینک
یکشنبه ٢٧ بهمن ،۱۳۸٧ - Eric R.Cohen

   شیرازووو   

نمیدونم چرا از هر سمتی درمیرم با اسمم گره میخوره خبرم میرسه شیراز ... دو روز پیش رفتم دفتر یه بلیط اسمان کردند توی حلقم ... باید بری شیراز ... توی فرودگاه شیراز یه تاکسی میگیرم صاف میرم شرکت نفت و گاز.... در ورودی ساختمان به نگهبان میگم میخوام با اقای مهندس ج... رئیس اداره بازرسی دیدار کنم به بالا راهنمایی میشم اقای ب.. و اقای ر... رو قبل از مهندس جیم میبینم .. مهندس توی اطاقشونه ... بعد کمی گفتگو و جر بحث گوشی دستم میاد که عامل اصلی فتنه همین اقای مهندس ب... هستند ... خلاصه از اطاق مهندس ر... میام بیرون ..درب اطاق مهندس جیم بازه و یک اقای کت شلواری از اطاق میان بیرون و میرن جلوی منشی و با ایشون صحبت میکنن ... من میرسم به منشی و اقای ر... هم درکنارشون هستند ...من میرسم و از اقای ر میپرسم میتونم با مهندس جیم صحبت کنم ؟ مهندس ر میفرمایند که مهندس جیم جلسه دارند و منشی بطور کلی حضور فیزیکی این بزرگوار رو از بیخ و بن منکر میشوند و اعلام مبکنند که ایشون اصلا در دفتر نیستند (( حالا همین اقای کت شلواری کنار ما جناب مهندس جیم هستند...مرده این اعتماد به نفس شیرازی هستم در هنگام دروغگویی دست همه رو از پشت بستن )) مهندس جیم در سکوت فلنگ رو میبندن و بنده هم بعد از خداحافظی گرم با حضار میام پایین یعنی میدوم پایین جلوی درب خروجی دادمیزنم ببخشید مهندس .. برمیگرده رنگش شده مثل میت ... ولی با تسلط سعی میکنه نشون نده اتفاقی افتاده ... بعد از پایان صحبت میرم سمت اطلاعات که دوباره با بعد از ثبت نام و طی روال اداری برم بالا که تلفن اطلاعات زنگ میخوره اقای مهندس ب هستند که با نگهبان هماهنگ میکردند تا در صورتی که اقای من اومدم اونجا منو راه ندن بالا یعنی اول هماهنگ کنند که یعنی راهشون ندید بالا ... حالا تصور کنید من کنار متصدی اطلاعات یا همون نگهبان هستم دارم فریادهای اقای ب رو میشنوم که تا یک دقیقه قبل داشت قربان صدقه ما میرفت

خلاصه اینجا شیرازه یعنی شهری که ...

میدونید قهرمان شیراز کیه ...حافظ ...سعدی ... ستار زارع ..نه هیچ کدووم ...داش اکل ؟ نه بابا اون مال دوره قاجار بود قهرمان شهر شیراز یوزارسیف هستند... توی این خبابان زند که میری سمت شاهچراغ و توی خیابان طالقانی که تنها کنیسای شیراز قرارداره پر از پوسترهای یوزاسیف و زلیخا است .. این رو دیگه نیستم ...اخه پوستر بازیگر یوزارسیف رو میخرن میزنن به دیوار ؟؟؟؟؟؟ از فروشنده که سئوال میکنم در مورد استقبال مشتریان ...بسیار راضی هستند ...

اینجا شیرازه یعنی شهری که ...

میگن خوشا شیراز و وصف بیمثالش ....

راستی این بستنی شیراز که میگن با بستنی خودمون فقط یه فرق کوچولو داره اونهم پسوند شیرازیشه ..نه بیشتر ...

این فالوده شیرازی هم همون فالوده خودتونه فقط یه شیرازی اضافه داره ..همین ..

فعلا تا بعد ...

میگم تا بعد هستم ..البته توی شیراز ...

لینک
شنبه ٢٦ بهمن ،۱۳۸٧ - Eric R.Cohen

   تفاوت بخشیدن و فراموش کردن   

وقتی کسی را میبخشید برای همیشه گناه او و ظلمی را که به شما رفته است فراموش میکنید ولی وقتی فراموش میکنید این امکان را زنده نگه میدارید که هرچند وفت یک بار یادتان بیاید که چگونه از شما سواستفاده شده است و این حق شماست که در زمانی که او خوشبخت است به سراغش بروید و سایه شوم شوربختی را برروی زندگیش بیاندازید...

تا بعد

میگم تا بعد هستم

لینک
جمعه ٢٥ بهمن ،۱۳۸٧ - Eric R.Cohen

   ستاره افریقا قسمت چهارم   

در جریان یک گفتگو با دوست نزدیکش هانس ارنولد اشتال اشمیت او در مورد روش و شیوه خود چنین اظهار نظر میکند که بیانگر نظارتش در مورد نبردهای هوایی است . مارسیله میگوید من همیشه نبردهوایی را به نوعی تمرین میکنم که در ماهیت واقعی نیز همانطور وجود دارد. من خود را دربین یک دسته پروازی بریتانیایی میبینم که از هرموقعیت و ازهر سمتی اقدام به گشودن اتش میکند و به هیچ وجه هم اسیراتش دشمن نمیشود. هواپیمای ما اصلی ترین عامل در نبرد به شمار میروند که به گونه ایی طراحی شده اند که برتر باشند. تو باید قادر باشی از هر موقعیت مکانی با زمانی قادر به شلیک باشی ، راست یا چپ خارج از میدان عمل دایره پشت سرت در هرزمانی که میخواهی یا لازم است. با رسیدن به این قدرت و توانایی تو قادر هستی تا بتوانی تکنیکهای خاص خود را ارتقا بدهی و به نتیجه برسی . روشهایی که دشمن نمیتواند به سادگی انها را در میدان نبرد پیش بینی کند . تو باید غیرقابل پیش بینی باشی . در واقع باید مسلح به مجموعه ایی روشها و عکس العملهای غیرقابل پیش بینی باشی که هرگز در دو میدان نبرد تکرار نشود و مشابه هم نباشد. در واقع روشهای مورد استفاده ات باید ریشه در زمان و مکانی داشته باشند که تو در ان درگیر هستی . در واقع تنها از این راه تو میتوانی به داخل یک اسکادران شیرجه بروی و از داخل ان را از هم بپاشی .
روش حمله او به ارایش دشمن که مختص به خودش بود و البته در اجرای ان نیز بی همتا بود منجر به افزایش مرگبار امار شکارهایش شد. سوم ژوئن سال 1942 برای همیشه در تاریخ نبردهای هوایی ثبت شد. زمانی که مارسیله به تنهایی به 16 فروند از کورتیسهای پی 40 اسکادران پنجم جنگنده های نیروی هوایی افریقای جنوبی که خلبانانش اروپایی بودند حمله کرد و شش فروند انها را سرنگون کرد که از این تعداد 5فروند را تنها در شش دقیقه شکار کرد!!!!!!!!!! در این میان و در بین شکارهایش نام سه اس هوایی غربی به چشم میخورد روبین پار با شش پیروزی هوایی ، داگلاس گلدینگ با 6 پیروزی هوایی و البته اندره بوتا با 5 پیروزی هوایی . وینگ من او راینر پوت گن ان روز را چنین به خاطر میاورد.
همه هواپیماهای دشمن که بوسیله مارسیله شکار شدند در جریان چرخشهای داگ فایت بود. به مجرد اینکه او شلیک میکرد فقط نیاز داشت تا مختصری به هواپیمای دشمن نگاه کند. شیوه شلیک او اجرای اتش به روی دماغه هواپیمای دشمن بود که عمل شلیک در کاکپیت به انتها میرسید. میتوانم ادعا کنم حتی خودش هم نمیتوانست توضیح دهد چطور این کار راانجام میدهد. نکته جالبتر اینکه او برای شکارهایش تنها از 360 گلوله استفاده کرد که برای هر هواپیما تنها 60 گلوله مصرف شد(( باید توجه داشت که این مقدار تعجب برانگیز است زیرا شما باید توجه داشته باشید تنها سلاح جنگنده های ان عصر مسلسلهای هواپیما بود و انها از موشک یا راکت استفاده نمیکردند . و البته هواپیماهای نیز از نظر تجهیزات در چه سطحی قرارداشتند.)) بعد از یکصدمین شکار در تاریخ 17 ژوئن سال 1942 برای یک مرخصی دو ماهه او به المان بازگشت. سپس بهمراه نامزدش هانه لیز کوپر به ایتالیا رفت و با موسولینی ملاقات کرد و از دستان او بالاترین نشان نظامی ایتالیا را برای شجاعت دریافت که که مداجلیا د اورو نام دارد. سپس او مجددا به افریقا بازگشت و موفقترین روز جنگی خود را در اول سپتامبر سال 1942 تجربه کرد جایی که 17 فروند هواپیمای دشمن را تنها در یک روز شکار کرد و البته با ثبت 54 شکار در سپتامبر او موفقترین ماه کاری خود را داشت . از 17 شکار روز اول سپتامبر او یک رکورد افسانه ایی به جای گذاشت جایی که موفق شد هشت فروند را تنها در 10 دقیقه شکار کرد. به خاطر این شاهکار اسکادران ایتالیایی رجیا ائورناوچیتا یک فولکس واگن مدل 82 به او هدیه کرد که بروی ان توسط رفقای ایتالیایی کلمه اتو به ایتالیایی هشت نقش بسته بود. در واقع 17 فروند هواپیمای غربی ها در یک روز بیشترین تعداد شکار شده هواپیماهای انان در یک روز در طول تاریخ بود که تنها توسط یک خلبان شکار شد. البته خلبان دیگری هم بود که رکورد بهتری در این مورد به جای گذاشت که همانا امیل لانگ بود با این تفاوت که رکورد امیل در جبهه شرق و بر علیه خلبانان روس ثبت شد. هرچند سپتامبر ماه بسیار خوبی بود ولی بدلیل حادثه ایی در هنگام فرود مجددا برای مدتی توسط ادوارد نویمان از پرواز محروم شد او که هواپیمای سی 205 اس ایتالیایی سرگرد امانوله انونی را برای یک پرواز ازمایشی از اسکادران چهارم طوفان که همسایه ایتالیایی اسکادران 27 به شمار میرفت را قرض گرفته بود در هنگام فرود دچار سانحه شد و سقوط کرد و البته ابن واقعه برای مدتی پرواز مارسیله را با مشکل روبرو کرد.
مارسیله با ثبت 59 شکار موفق در 5 هفته حالا از بهترین دوستش هانس ارنولد اشتال اشمیت پیش افتاد. ارزش کار خلبانان المانی در شمال افریقا با مقایسه تعداد هواپیماهایشان با طرف انگلیسی بیشتر مشخص میشود جایی که المانها تنها 112 هواپیما در اختبار داشتند که 65 فروند ان توانایی پرواز داشت در حالی که انگلیسی ها دارای 800 فروند هواپیما بودند. در این زمان از نظر بدنی مارسیله فرسوده شده بود و دلیل ان را باید در نبردهای کشنده هوایی هرروزه جستجو کرد. در 26 سپتامبر قبل از پایان روز و قبل از ثبت هفتین شکارش او بسیار خسته و مرز سقوط به سر میبرد. او خسته بود و این را همگان میدانستند در 28 سپتامبر اروین رومل با او تماس گرفت و تقاضا کرد تا برای سخنرانی هیتلر در برلین به برلین برود ولی با استناد به اینکه در این سال سه ماه در مرخصی بوده است و همچنین قصد دارد برای کریسمس به مرخصی برود تا درکنار نامزدش باشد ایت درخواست را رد کرد
سی سپتامبر 1942 او ماموریت دارد تا برای اسکورت اشتوکا ها پرواز کند .. در این ماموریت هیچ تماسی با هواپیماهای انگلیسی برقرار نمیشود. در بازگشت به پایگاه کابین Bf 109G-2/Trop او پر از دود میشود. در حالی که دیگر امکان تنفس نداشت و تقریبا نابینا شده بود به وسیله وینگ منهایش یعنی سرگرد راینر پوت گن و البته یوست شلانگ به سمت خط نیروهای المانی راهنمایی میشد . تا زمان رسیدن به خطوط نیروهای خودی هواپیمای او توان پرواز را ازدست میداد و از ارتفاعش مداوم کاسته میشد. تنها ده دقیقه بعد پوت گن اعلام کرد که میتواند مسجد سفید سیدی عبدل الرحمان را ببینید و این یعنی خطوط نیروهای المانی . در این زمان مارسیله متوجه شد هواپیمایش دیگر قادر به پرواز نیست وباید کابین را ترک کن. اخرین کلمات او این بود : دیگر نمیتوانم تحمل کنم و باید هواپیما را ترک کنم . فرمانده مستقیمش ادوارد نویمان که در مرکز فرماندهی بود و مکالمات خلبانان را میشنید درباره ان روز میگوید : من در پست فرماندهی بود و از شنیدن ارتباطات رادیویی بین خلبانان دریافتم انها هنوز در پرواز به سر میبرند و سعی میکنند تا به خطوط خودی برسند ولی احساس میکردم که مسئله جدی رخ داده است زیرا کابین هواپیمای او پر از دود شده بود.
گروه پروازی او که در اطرافش پرواز میکردند فضا را برای انجام مانورش با عقب کشیدن هواپیماهایشان ایجاد کردند. مارسیله هواپیما را به پشت چرخاند تا بتواند از هواپیما خارج شود. این شیوه استاندارد خروج از هواپیما در ان زمان به شمار میرفت. به دلیل وجود دود زیاد در کابین و همچنین گیجی ناشی از حالت خفقگی او متوجه تغییر حالت هواپیما و زوایه گرفتن ان نشد. در این زمان زوایه هواپیما چیزی در حدود 70 تا 80 درجه در حالت یک شیرجه بسیار تند بود. در این زمان سرعت هواپیما نیز بشدت افزایش یافته بود و این نکته نیز از ذهن مارسیله دورماند. او از کاکپیت خارج شد و وارد جریان شدید هوا گردید البته شاید قصدش این بود از جریان هوا یا خلا موجود برای فرار از لحظات بحرانی استفاده کند اما به دلیل وضعیت هواپیما جریان هوا او را به سمت بالا کشید وقسمت چپ قفسه سینه اش با سکان عمودی برخورد کرد و میتوان گفت در دم جان باخت یا از باعث شد تا بیهوش شود و نتواند در لحظه مناسب از چتر نجات خود استفاده کند. او با سرعت به صورت کاملا افقی به سمت زمین پرتاب شد و در هفت کیلومتری جنوب سیدی عبدل الرحمان با زمین برخورد کرد و در دم کشته شد. بعدها در ادامه تحقیقات مشخص شد که در زمان خروج از هواپیما سوراخی در حدود 40 سانتیمتر برروی چتر نجاتش ایجاد شد و کابینش نیز به کلی از هم پاشید . در ادامه تحقیقات مشخص شد که مارسیله حتی فرصت بازکردن چتر نجات را نداشت زیرا ضامن چتر در وضعیت اولیه بود و هرگز تلاشی برای بازکردن ان از سوی مارسیله صورت نپذیرفته بود. بر اساس گزارش رسمی دکتر بیک ساعت مچی مارسیله دقیقا در ساعت 11.42 از کار ایستاده بود.دکتر بیک نخستین کسی بود که به محل سقوط رسید و البته شاهد سقوط مرگبار مارسیله بود. در گزارش رسمی دکتر بیک چنین میخوانیم : خلبان بروی شکم بروی زمین پهن شده بود به گونه ایی که تصور میکردید او خوابیده است .دستهایش در زیر شکم مخفی شده بود.وقتی من به بدن او نزدیک شدم متوجه دریایی از خون شدم که از جمجمه او سرچشمه میگرفت . محتویات مغز بیرون ریخته بود. من بدن خلبان را به پشت برگرداندم و زیپ ژاکت او را گشودم . با دیدن نشان صلیب شوالیه بهمراه برگ بلوط و شمشیر دریافتم خلبان کسی نیست جز اس بزرگ لوفت وافه مارسیله ...لودویگ فرانتزسیکت جسد مارسیله را از صحرا جمع کرد. بدن او را در بهداری اسکادران قرار دادند تا همرزمانش در طول روز برای ادعای احترام به سراغش بیایند. برای احترام اهنگ روحما ازول مداوم پخش میشد و این به یاد مارسیله بود که این اهنگ را بسیار دوست داشت. مراسم تدفین و به خاک سپاری او در اول اکتبر 1942 در گورستان قهرمانان در درنا برگزار شد و بسیاری از بزرگان و ژنرالهای المانی در این مراسم حاضر شدند و به او ادعای احترام کردند.
پایان
تا بعد
میگم تا بعد هستم
لینک
چهارشنبه ٢۳ بهمن ،۱۳۸٧ - Eric R.Cohen

   ستاره افریقا فسمت سوم   

سرعت ثبت پیروزی های هوایی مارسیله در این زمان بالا نیست و البته حدفاصل ماه های ژوئن تا اگوست هیچ پیروزی هوایی توسط او ثبت نشد. دو حادثه منجر به فرود اجباری حالا او را بشتر از نظر روحی فرسوده کرده است این حوادث به ترتیب در 14 ژوئن و بعد از ان بر فراز تبروک به دلیل هدف قرار گرفتن توسط ااتش پدافند زمینی رخ داد. در واقع میتوان گفت تاکتیک مارسیله یعنی شیرجه به میان ارایش هواپیماهای دشمن در زمانی که زیر اتش قرار داشت حوصله نویمان را سر میبرد و دیگر طاقت هواپیماهای اسیب دیده توسط او را نداشت که باید بخاطرشان به مقامات حساب پس میداد. علیرغم همه فشارها مارسیله ایستادگی کرد و یک تکنیک جدید و برنامه تمرینی فیزیکی و البته تاکتیکی جدید برای خودش و البته بسیار یگانه خلق کرد. این برنامه و تکنیک نه تنها باعث رشد قابل توجه اگاهی در لحظه و زمان ، ارتقای توان نشانه گیری و کنترل بالا بر هواپیما در لحظات دشوار گردید بلکه باعث شد تا در یک تکنیک منحصر به فرد نیز توانایی های خود را ارتقا دهد که مختص خودش بود. در این شیوه او ترجیح میداد تا از یک زوایه بالا و با کمی چرخش در وضعیت هواپیمای خود از روبرو و جلو به هواپیمای هدف حمله و شلیک کند. در این شیوه مارسیله که خالق این سیستم بود باید به جای سیستمها و تکنیهای قدیمی و مرسوم که از پشت به هواپیمای هدف نزدیک شده و بعد از گیر انداختن به سمت ان شلیک میکردند از روبروی به هدف حمله میکرد که این تکنیک مستلزم اعصابی پولادین و تمرکزی بالا بود. او این شیوه را با دوستانش در زمان بازگشت از ماموریتها تمرین میکرد و به سرعت تبدیل به بهترین در شیوه خلق شده به وسیله خودش گردید که به شلیک زاویه دار مشهور گردید. سرانجام تمرینات سخت او به بازدهی رسید و او توانست ثمره صبر و تمرین را به چشم ببیند و در 24 سپتامبر او چهار فروند هاریکن از اسکادران یکم نیروی هوایی افریقای جنوبی را در یک روز شکار کرد و البته دریافت صلیب طلایی المان در اواسط دسامبر پاداشی بود برای 25 پیروزی تایید شده مارسیله تا این تاریخ. تلاشهای او برای بهبود توانایی هایش به هیچ وجه قطع نمیشد او سعی میکرد تا پاهایش و عضلات شکمش را تقویت نماید. دلیل این امر این بود که او میخواست تا بتواند فشار بالای جی را در داگ فایتهای هوایی تحمل کند و بدنش دراین زمانهای حساس به اصطلاح خالی نکند. در این زمان او به شدت شیر مینوشید و از قرار گرفتن در مقابل افتاب به منظور افزایش توان دید چشمانش پرهیز میکرد. برای مقابله با جنگنده های المانی هواپیماهای متفقین با پرواز در یک ارایش جدید سعی در کاهش تلفات خود داشتند که عبارت بود از پرواز هواپیماها در حالتی که در پشت هر هواپیما یک هواپیمای خودی برای پوشش مناسب هواپیمای جلویی قرارداشت. این تکنیک بسیار موثر بود زیرا زمانی که یک هواپیمای المانی به این ارایش حمله میکرد همواره در تیررس هواپیماهای بعدی قرار داشت و حالا دیگر هواپیماهای المانی نمیتوانستند از تکنیک شیرجه به میان هواپیماهای غربی استفاده کنند. این تکنیک توسط روسها در شرق استفاده نمیشد و شاید یکی از دلایل شکارهای بالای خلبانانی مانند هارتمان که در شرق پرواز میکردند همین عدم استفاده از پوشش توسط هواپیماهای روس بود. اما مارسیله از یک تکنیک ضد این روش استفاده میکرد او ناگهان به میان این ارایش شیرجه میزد در حالی که هواپیمایش از سرعت بالایی برخوردار بود . او از بالا یا از پایین ارایش این تکنیک را اجرا میکرد و سپس با یک چرخش شدید اقدام به یک شلیک به مدت دو دقیقه مینمود تا هواپیمای دشمن را نابود وصحنه را ترک کند. فرمانده اسکادران واحدهای جنگنده ژنرال ادلف گالاند در مورد مارسیله اعتقاد داشت : او یک هنرمند بی همتا در میان خلبانان جنگ دوم جهانی بود. پیروزی های او به عنوان یک غیر ممکن توسط خلبانان هم عصر او دیده میشد و هرگز به وسیله کسی حتی پس از مرگش تکرار نشد.

تکنیک او برای حمله در شرایط دشوار این چنینی توسط بسیاری نامطلوب تلقی میشد ولی قدرت نشانه گیری و اتش فوق العاده اش به او اجازه میداد تا به سرعت به دشمن نزدیک شود تا با سرعت از اتش دو یا سه فروند هواپیمای دشمن که در پشت سر هواپیمای هدف پرواز میکردند فرار کند. تمامی برتری او به هواپیماهای غربی در این تکنیک همان قدرت دید فوق العادش بود که به مدد تمرینات و رژیم غذایی سخت به دست میامد وبه او اجازه میداد تا موقعیت دشمن را قبل از تشخیص موقعیت هواپیمای خود به دست دشمن تشخیص دهد و ان را مورد اصابت قرار دهد. این شیوه نامتعارف باعث میشد تا او در یک دسته کوچک پرواز کند که به اعتقاد خودش برای او در اسمان همیشه افتابی بدون ابر افریقا امنیت و البته بازدهی زیادی برایش داشت . او در دسته پروازی نامتعارفی پرواز میکرد که برخلاف سایر یونیت ها از یک وینگ من و یک لیدر تشکیل شده بود که در این ترکیب او همیشه وینگ من را در فاصله ایی دور از خودش نگاه میداشت و البته با این روش از یکی از مشکلات حاد زمان خود یعنی شلیک اشتباه به هواپیمای خودی یا برخورد با او اجتناب می ورزید. همچنین در زمان شیرجه به میان ترکیب حمایتی هواپیماهای متفقین برخلاف روش معمول او نه تنها سرعت را به حداکثر نمیرساند که با بستن ساسات و کاهش سرعت حتی رادیوها را خاموش میکرد. امیل کلید در این باره میگوید. او روش غیرمعمول خود را گسترش داد که مشخصا از تکنیک رایج سایر خلبانان هم عصر خود به متمایز بود. او بسیار ارام پرواز میکرد. حتی در مورد فلاپهای فرود نیز تا جایی که منجر به سقوط نشود او از این تکنیک استفاده میکرد. البته او مجبور به اجرای مانورهای دشواری بود تا بتواند از فراز دایره حمایتی هواپیماهای متفقین به میان انها حمله ور شود . او و هواپیمایش در واقع یک واحد به شمار میرفتند که او به صورت منجصر به فردی ان را رهبری میکرد. یک اس دیگر یعنی فردریش کورنربا 36 شکار این شیوه را چنین شرح میدهد. شلیک با زاویه بالا مشکلترین کاری است که یک خلبان میتواند انجام دهد ( در واقع برای مثال این نوع از شلیک میتوان فیلم Wanted با بازی انجلینا جولی و مورگان فریمن را مثال زد) هواپیماهای متفقین در یک دایره تدافعی پرواز میکردند در حالی که هر هواپیما مراقب هواپیمای جلویی بود. این بدین معنی است که انها در یک منحنی پخش میشدند و پرواز میکردند. با قرار دادن هواپیمای خودش در اطراف این دایره ، مارسیله می بایست شعاع منحنی کوچکترپروازی به هواپیمای خود میداد. در نتیجه هواپمای دشمن در بشتر موارد از دید پنهان میشد و در زیر بال هواپیمای او قرارمیگرفت و در نتیجه او در بشتر موارد بصورت غریزی عمل میکرد که این نتیجه تمرینات زیاد مارسیله بود. موفقیتهای مارسیله منجر به ارتقا و در نتیجه مسئولیتهای بیشتر او بعنوان یک افسر بود . در اول ماه مه 1942 او به درجه سروانی رسید و این بسیار ناگهانی صورت گرفت و حالا او فرمانده واحد سوم اسکادران 27 جنگنده به شمار میرفت البته بخشی از این موفقیت به دلیل ارتقا موقعیت گرهارد هومت بود که به فرماندهی واحد یکم اسکادران منصوب گردیده بود.
تا بعد
میگم تا بعد هستم
لینک
چهارشنبه ٢۳ بهمن ،۱۳۸٧ - Eric R.Cohen

   ستاره افریقا فسمت دوم   

در دومین داستان او دومین شکار موفقش را به ثبت رساند. و درپنجمین روز او چهارمین شکارش را به ثبت رساند.در 23 سپتامبر سال 1940 در جریان بازگشت از یک ماموریت اسکورت بمب افکن ها موتور هواپیمای او دچار مشکل شد و این بدلیل اسیب دیدگی در جریان یک نبرد هوایی بود . این اتفاق بر فراز دوور برای مارسیله رخ داد. مارسیله تلاش کرد تا به وسیله رادیو موقعیت خود را اطلاع دهد ولی مجبور به خروج از هواپیما برفراز دریا شد. قبل از نجات به وسیله یک هاینکل اب نشین He 59 از پایگاه شلاینگ ووده او سه ساعت تمام در اب بدوت داشتن جهت مشخصی شنا کرد . بدلیل اسیب دیدگی و خسته گی شدید برای مدتی او به بیمارستان اعزام شد تا بتواند ریکاوری کند. برای روزهایی که در پیش میامدند او همچنان توسط مقامات برای ترفیع و ارتقای درجه مورد نادیده شدن قرارمیگرفت . و وحالا او تنها فن رایش دسته خود محسوب میشد. مارسیله احساس میکرد که تحقیر شده است و این احساس او را ازار میداد. او بدگمان بود. مارسیله فکر میکرد که توانایی های او نادیده گرفته شده و رهبران اسکادران افتخاراتش را در اسمان به نام خودشان ثبت میکنند. در مرتبه بعد ادعا شد که مارسیله دستوری را نادیده گرفته است . اینبار او دستور داشت تا از یک موقعیت دو به یک برگردد زیرا ممکن بود بدلیل برتری عددی دشمن مورد اصابت قرار گیرد. ولی زمانی که او دید یک هواپیمای دشمن از بغل یعنی از سمت بال به هواپیمای دسته پروازی نزدیک میشود قوانین مربوط به ارایش پروازی را شکست و با حمله و اتش گشودن به هواپیمای مهاجم ان را سرنگون کرد. در حالی که انتظار داشت بعد از فرود فقط یک جمله تشکر امیز بدون هیچ گونه پاداشی بشنود بعد از فرود سه روز زندان در ازای شکستن دستور دریافت کرد!!! مدت کوتاهی بعد از این اتفاق و البته بعد از هفت شکار هوایی موفق دیگر او از دسته پروازی شماره LG2 به اسکادران مشهورمنتقل شد جایی که افتخار پرواز در کنار بزرگانی مانند گرهارد بارخورن و یوهانس اشتاینهوف را تجریه کرد و در این دوران او توانست چهار هواپیما را سرنگون کند . در 24 دسامبر سال 1940بدلیل شایعات بیش از حد در اطراف او که مارسیله را به انواع مشکلات اخلاقی از قبیل زندگی بی بندبار ، علاقه به موسیقی امریکایی جاز !!! ، ارتباط آشکار با زنان متهم میکرد ، بعنوان تنبیه برای نافرمانیهای مکرر مارسیله ، اشتاینهوف اعلام کرد او نمیتواند بعنوان وینگ من مثمر ثمر باشد و در نتیجه او از دسته 52 به دسته 27 پروازی منتقل شد که این به نوعی اخراج محترمانه او به شمار میرفت. او از این انتقال بشدت سرخورده شده بود ولی در دسته پروازی جدید فرمانده گروه پروازی یعنی ادوارد نویمان بسرعت پتسانیلهای او را بعنوان یک خلبان و یک استعداد تشخیص داد. او بعدها در یک مصاحبه اظهار نظر کرد که مارسیله میتوانست فقط یکی از دوگزینه زیر باشد یک مشکل انظباطی همیشگی یا یک خلبان فوق العاده جنگنده. و بدین ترتیب او جزیی از دسته پروازی 27 شد که بزودی به شمال افریقا منتقل شد. اسکادران مارسیله البته عملیات را برفراز یوگسلاوی در جریان تهاجم به این کشور تجربه کرد. قبل از انتقال به شمال افریقا برای مدتی اسکادران در زاگراب مستقرشد.
در بیستم ماه اوریل در حین پروازی از تریپولی به سمت خط مقدم هواپیمای Bf-109 او دچار مشکل شد. البته مهندسان المانی به منظور توسعه وبهبود عملکرد موتور هواپیما تغییراتی بروی آن اعمال کرده بودند. به دلیل مشکل روی داده برای موتور هواپیما ، مارسیله مجبوربه فرود در بیابان گردید. البته فاصله زیادی با مقصد نداشت ولی اعضای تیم تازمانی که از فرود موفقیت امیز و البته سلامتی او مطمئن نشدند اسمان منطقه فرود را ترک نکردند. در 23 و 28 اوریل مارسیله نخستین شکارهای هوایی خود را در نبرد شمال افریقا ثبت کرد. هرچند در 23 اوریل او برای نخستین بار سرسخت ترین هماورد خود یعنی جمیز دنیس خلبان فرانسه ازاد را که با یک هاریکان پرواز میکرد را ملاقات کرد و البته نزدیک بود که شکارچی المانی ما خود شکار هنر داگ فایت دنیس شود. دنیش در ان روز موفق شد سی گلوله را در حوالی کاکپیت او بنشاند و البته چند گلوله نیز کاناپی را خرد کرد. مارسیله از این حادثه جان سالم به دربرد درحالی که فقط چند اینچ با مرگ فاصله داشت ولی دیدار در ماه بعد مجددا تکرار شد این بار مارسیله دنیس را تعقیب کرد و در جریان چرخشهای مرسوم داگ فایت که در ادامه رخ داد دنیس مجددا از مارسیله سبقت گرفت .بعد از جنگ دنیس به خاطر میاورد که : زمانی که ما نزدیک هدف شدیم ، ما تقریبا با شیب زیادی شیرجه زدم و همان حال متوجه شدم که وینگ من من با تردید و البته ترس در حال تعقیب من است در هرصورت پمپی خلبان بسیار خوبی بود ولی هرگز بعنوان خلبان جنگنده آموزش ندیده بود. من با نگرانی شاهد پرواز او به دنبال خود بودم که البته فاصله اش از من بیشتر میشد. سپس به عقب نگاه کردم و دیدم یک مسر اشمیت 109 به او حمله کرد. من ارتباط رادیویی برای اینکه به او اخطار بدهم در اختیار نداشتم . بعد از اینکه مسر اشمیت او را شکار کرد و مورد هدف قرار داد به تعقیب من پرداخت. من وانمود کردم که او را نمیبینم ولی به هیچ وجه چشم از او برنمیداشتم . زمانی که در تیررس من قرار گرفت من با شدت ساسات را کشیدم و نهایت قدرت را به موتور تزریق کردم و به سمت چپ تغییر جهت دادم در زمانی که من با سرعت مشغول پرواز بودم ، هاریکن من شروع به نشان دادن عکس العملهای شدیدی کرد و من رگباری از گلوله ها را دیدم که از سمت راست به من عبور میکرد. مسراشمیت نتوانست سرعت را کاهش دهد و در نتیجه من در پشت سرش قرار گرفتم و ما شروع به داگ فایت کردیم به دلیل مانورپذیری مناسب هاریکن من در شرایط بهتری قرارداشتم زمانی که من در حال اوج گیری بودم مسراشمیت را در حالی که خورشید در عقب هواپیما قرار داشت را دوباره دیدم ودر حالی که در وضعیتی بودیم که حتی ممکن بود با هم برخورد کنیم من به سمت مسر اشمیت اتش کردم و دقیقا برخورد گلوله ها با بدنه مسراشمیت را با چشمان خودم دیدم. نوی مان فرمانده اسکادران از تاریخ 10 ژوئن 1942 همیشه مارسیله را به خاطر تلاش شخصی برای ارتقا توانایی هاش تحسین و تشویق میکرد. البته لازم به ذکر است که مارسیله چهار فروند مسراشمیت را در راه ارتقای توانایی هایش قربانی کرد انها با سقوط کردند یا اسیبهای شدید متحمل شدند.

تا بعد
میگم تا بعد یعنی هستم
لینک
چهارشنبه ٢۳ بهمن ،۱۳۸٧ - Eric R.Cohen

   ستاره افریقا فسمت اول   

تصویر

زیگفرید گئورگ مارتین مارسیله در جنگ اول جهانی بعنوان یک افسر ارتش آلمان شرکت داشت و بعنوان همسر شارلوت بعد از جنگ با توجه به بحرانهای افتصادی کشور ورشکسته و بازنده در جنگ آلمان ، بایستی خانواده کوچک و چهار نفره خود را تامین میکرد. و به این دلیل بود که بعد از جنگ به نیروی پلیس پیوست . در سال 1933 مجددا به ارتش ملحق شد و در ادامه در سال 1935 به درجه ژنرالی ارتقا یافت . در زمان جنگ دوم او بعنوان بخشی از ارتش المان در جبهه شرق جنگید. از ابتدای عملیات باربوسا( حمله المان به شوروی تحت رمز باربوسا اغاز شد) در جبهه شرق حضور و سرانجام در تاریخ 29 ژانویه 1944 در پتری کاو به دست پارتیزانها کشته شد. ولی درست یک سال بعد از پایان جنگ اول جهانی این زوج یعنی زیگفرید و شارلوت صاحب پسری شدند که بعدها شهرتی تاریخ ساز یافت . در ساعت 11.45 شب 13 دسامبر 1919 شارلتونبرگ اشتراسه (( در المانی Straβe یعنی خیابان و β این حرف صدای اس میدهد یعنی دو S پشت سر هم SS )) هانس یواخیم والتر رودلف زیگفرید مارسیله (( باور کنید این همش اسم یک نفر بود ... قسم میخورم )) به دنیا امد. او بسیار ضعیف و البته نزدیک به مرگ بود. دلیل این امر بیماری شدید انفلونزا بود. دوران کودکی او با مشکلات زیاد روحی برایش بهمراه بود. جدایی پدر و مادر و البته ازدواج مجدد مادر باعث شد تا او برای مدتی از نام خانوادگی ناپدریش یعنی رویتر استفاده میکرد. ولی سپس دوباره نام پدر را برگزید. سپس او تنها خواهرش را ازدست داد. این امر او را از نظر عاطفی بشدت خرد کرد. خواهرش اینگه بدست یک عاشق حسود کشته شد . این نکته قابل انکار نیست که رابطه اوبا پدرش رابطه خوبی نبود. در ابتدای رویداد طلاق والدین ، او حاضر به دیدار با پدر نبود ولی در ادامه حاضر شد تا پدرش سرپرستی او را بپذیرد. ژنرال مارسیله سپس با معرفی زندگی شبانه به او باعث شد تا تفریحات شبانه به کاریر شغلی او در نیروی هوایی در سالهایی ابتدایی بسیار اسیب برساند و از پیشرفتش جلوگیری کند. در دوران تحصیل در ابتدا مارسیله بعنوان یکی دانش اموز تنبل شناخته شد و دائما با شوخیهایش خود را به دردسر میانداخت سپس با پایان دوران مدرسه و تحصیل را جدید تلقی کرد و در نتیجه در هفده سالگی از دبیرستان فارق التحصیل شد درحالی حالا اظهار میکرد که دوست دارد یک افسر خلبان شود. با توجه به این نکته که او فیزیک ورزشی خوبی نداشت ، یک دوره کاری در اشترهولتز شارمبک در نزدیکی برمن را طی کرد که این دوره توسط سرویس کار ایالتی برگزار میشد و البته گزارش منتشر شده درباره او یک امتیاز مثبت برایش محسوب میشد. هفتم نوامبر 1938 او به لوفت وافه پیوست و به عنوان یک افسر ذخیره دوره های اموزش مقدماتی نظامی خود را در کویدلینبرگ در منطقه هرتز طی نمود. در اول مارس 1939 او به مدرسه هوایی شماره 4 در نزدیکی فورشتن فلدبروک منتقل شد. در این باره و این دوران همکلاسی او ورنر شروئر به یاد میاورد که در مارسیله همیشه در حال شکستن و نقض دیسپلین نظامی بود و در نتیجه این رفتارها همبشه زمانی که در دوران تعطیلات اخر هفته همکلاسیهایش پایگاه را ترک میکردند او مجبور به اقامت در پایگاه میشد. مانند بسیاری از اس های هوایی مارسیله نیز دوران اموزشی را با تمردهای مختلفی به پایان رساند مثلا در جریان یم تمرین که بایستی که چرحش ارام را اجرا میکرد ، از دسته جداشد و یک مانور مارپیچی رویایی مربوط به داگ فایت را اجرا کرد. بعد از فرود ، مارسیله بشدت از سوی افسر فرمانده مولر روهرموزر سرزنش و سپس توبیخ شد. در ادامه تنبیهات از پرواز محروم شد و همچنین این امر ارتقا درجه او را به تعویق انداخت. یکی از شاهکارهای او که او را بعنوان یک دیوانه روانی بین همکارانش مشهور کرد . اندکی بعد دریک جریان پروازدر خارج از شهر و در روستاهای سرسبز المان در امتداد یک اتوبان ارام وخلوت جایی بین ماگدبورگ و برانشویش او با هواپیما در اتوبان فرود امد و سپس به داخل جنگل دوید و در پشت درختان قضای حاجت کرد!!!!!!!!!!!! سپس عده ایی از روستاییان که در مزارع اطراف کار میکردند پیش امدند انها که فکر میکردند خلبان به کمک نیاز دارد جویایی احوال شدند تا اگر مارسیله نیاز به کمک دارد به او کمک کنند. وقتی انها رسیدند مارسیله بی تفاوت به حضور انها به هواپیما بازگشت و رفت .این کار توسط کشاورزان گزارش شد و مقامات لوفت وافه را تا مرز دیوانگی پیش برد و دوباره او از پروازکردن معلق شد. اختلات رفتاری او باعث شد تا تمامی کسانی که همراه مارسیله مشغول تحصیل بودند به درجه افسری برسند ولی مارسیله در پایان سال 1941 تازه یک اوبرفن رایش شد. در 24 اگوست 1940 بر فراز انگلستان مارسیله نخستین داگ فایتش را با یک رقیب بسیار ماهر انگلیسی برای مدت چهار دقیقه جنگید. او حریف را شکست داد و برای این پیروزی قبل از شیرجه و اتش گشودن به سوی هواپیمای دشمن هواپیمای خود را بالا کشید تا بتواند از نظر ارتفاع برتری لازم را بر حریف داشته باشد. سپس به طرف حریف اتش گشود. جنگنده دشمن از ناحیه موتور مورد اصابت قرارگرفت. سپس غرق در اتش سقوط کرد و سپس به داخل کانال مانش سقوط کرد. و این تخستین شکار مارسیله بود. با اصابت این هواپیماها دسته ایی از جنگنده های بریتانیایی به سوی او هجوم اوردند و در نتیجه مارسیله هواپیما را به سمت جلو هدایت کرد و به سمت پایین و با یک شیب تند شیرجه زد و در چند متری سطح اب به پرواز ادامه داد و از تیررس اتش مسلسلهای انگلیسی گریخت . بعدها مارسیله در این باره به یاد اورد : با پرواز بر فراز امواج میتوانم ادعا کنم من یک کار بسیار تمیز انجام دادم و البته هیچ کس تعقیبم نکرد و من به به لیووردن برگشتم. در اینجا او دوباره دچار توعی اختلال ذهنی شد. مارسیله هیچ لذتی از نخستین شکار در خودش احساس نمیکرد و قبول واقعیت های نبردهای هوایی رودررو برایش دشوار بود. چیزی که در تمرینات یاد گرفته بود و در کتابها خوانده بود با واقعیت نبرد هوایی زمین تا اسمان متفاوت بود. در نامه ایی که او در تاریخ 24 اگوست نوشته است میگوید: امروز من اولین شکارم رو ثبت گردم. خوب من البته احساس خوبی نسبت به اون رو در خودم احساس نمیکنم. من فکر میکنم مادر این خلبان جوان که توسط من شکار شد الان چه احساسی داره وقتی خبر مرگ پسر جوونش رو بهش اعلام میکنن و البته من مقصر این مرگ هستم .من خیلی غمگین هستم در حالی که باید بخاطر اولین شکارم خوشحال باشم .

تا بعد

میگم تا بعد هستم

لینک
چهارشنبه ٢۳ بهمن ،۱۳۸٧ - Eric R.Cohen

   توف نورد ایران پاسدار کیفیت یا یک مدرک فروش حرفه ایی   

این ارم شرکت توف نورد ایرانه ...بهتر بگم شرکت مشارکتی توف نورد ایران به مدیریت جناب اقای دکتر کامران رضایی دیدن این آرم برروی یک محصول به شما القا میکنه ان محصول بعد از طی یک فرایند فوق العاده دقیق که زیر نظر کارشناسان خبره بوده تولید شده و حالا تو مصرف کننده بدبخت ایرانی میتونی اون محصول رو با طیب خاطر مصرف کنی ... این شرکت ایرانی که نماینده توف نورد المان است در واقع ...دفترش توی خیابان فیروزه در سهروردی شمالیست ... یک ساختمان با نمایی زیبا و در هر اطاق این شرکت مشارکتی چشمان شما به جمال چندین مه پیکر روشن میشه ولی ...

هرگز جنسی رو که علامت توف نورد دارد و البته محصول داخل است رو تاکید میکنم ...بازهم تاکید میکنم ..نخرید ...این ارم در ایران یعنی اینکه اون جنس مشکل داره و تولید کننده با پرداخت مبلغی مثلا در حدود ١٠ میلیون تومان به یکی از مدیران این شرکت مشارکتی که عمدتا هم از فک فامیلهای همدیگه هستند فردا صبح اصل مدرکی که نشون میده تولیدات این شرکت دارای بالاترین استانداردهای روز دنیا است رو دریافت کنه و بره عشقش رو برسه ...بله این داستان توف نورد ایرانه ... نمیدونم چرا هرپدیده ایی که بعد از انقلاب وارد این کشور نفرین شده گشته است به سرعت بومی سازی شده و کثافت از سررویش خواهید بارید... شرکت توف نورد از بخشهای مختلفی تشکیل شده است که یکی از این بخشها بخش بازرسی فنی این شرکت است که تحت امر یکی از فامیلهای پدر خوانده شرکت یعنی مهندس روزبه ملکی اداره میشود که البته یکی از راحترین بخشهای این شرکت برای اخذ مدرک است ..یعنی امروز پول را به حساب شرکت توف نورد ایران واریز کنید ...فردا صبح هم میتوانید مدرک خودتان را در قالب یک کاور زیبای پلاستیکی با ارم توف نورد ایران دریافت نمایید . به همین راحتی ...البته شاید کمی برایتان مشکل باشد ولی فرایند صدور گواهی نامه برای تایید کیفیت کالا بدین ترتیب است که ابتدا محصول توسط کارشناسان توف نورد تست میشود با توجه به ارقام بدست امده اگر قابل تایید بود مدرک صادر میشود ولی درمورد توف نورد ایران و بخش بازرسی فنی این موسسه فرایند برعکس است ..شما پول میدهید بدون تست شدن محصول گواهی کیفیت شما صادر میشود. .. حتی نیازی به حضور کارشناسان نیز نیست ... اعداد را بدهید تست رپرت را بعد از گرفتن گواهی تحویل بگیرید ..

یعنی اول : واریز پول .... دوم ... دریافت گواهی ...سپس در صورت نیاز مشتری ..مشتری میتواند اعداد و ارقامی را بعنوان نتایج تستهای انجام پذیرفته بروی محصول به کارمندان بخش بازرسی فنی که سه خانم و البته دوسه تا اغا هستند ارائه کند ... این واقعه میتواند حداقل یک ماه بعد از اخذ مدرک رخ دهد ...یعنی اگر حالش را داشتید اعداد را بدهید ..اگر خواستید ..

بله ما میتوانیم موسسه ایی با خوشنامی توف نورد المان را که سابقه ایی در جدود یکصد و چهل اندی سال در صدور گواهی نامه های کیفی دارد را به گند بکشیم ..همانطور که توانستیم با پرتاب ماهوار امید به فضا نام کهکشان راه شیری را به بزرگراه شیخ جمال الدین اسدابادی تغییر دهیم ...

هرگز به محصولاتی که ارم شرکت مشارکتی توف نورد ایران یا چیزی شبیه به این را دارند اعتماد نکنید و بدانید و مطمئن باشید ان محصول مشکل غیر قابل حلی دارد که دست به دامن عمله مطربهای  دکتر رضایی (( که اتفاقا انسان بسیار شریفی است ولی در قائده هرم کرم هایی هستند که به راحتی حیثیت این مرد بدبخت را لکه دار میکنند)) شوید و بدانید در یک ١٢ ساعت اشغال تولیدی شما مدرک بین المللی تایید کیفیت دریافت میکند ..

ماشااله ماشاالله ... واقعن ما میتوانیم ..

تابعد

میگم تا بعد هستم

 

یادتون باشه این ارم ..یعنی اینکه یه جای کار اون محصول میلنگیده ... یه جای کار تولید کننده اش مشکل داشته

 

لینک
چهارشنبه ٢۳ بهمن ،۱۳۸٧ - Eric R.Cohen